تبليغاتX
:: ما چند نفر ::

ما چند نفر



به نام خدا

 

سلام...

 

حالتون چطوره عزیزان من؟(تریپ پدر بزرگی رو حال کردید؟)از پست قبل خوشتون اومد؟(ای بابا من چرا امروز اینقدر سؤال می پرسم؟)بازم سؤال پرسیدم؟ای خدا من چرا اینجوری شدم؟منو می بخشید؟چرا؟چرا نمی بخشید؟العان وقت حرف زدن نیست،درسته؟پس دیگه حرف نمی زنم،باشه؟

 

یک ساعت بعد...

 

اصغر آقا تموم شد؟

 

_ آره.

 

چقدر میشه؟

 

_ تارهای صوتی رو تنظیم کردم...واست یک زبون کوچیک نو انداختم...زبونتم روغن کاری کردم که خوب بچرخه،اینها همش میشه سیصد تومن.

 

سیصد تا تک تومنی دیگه؟

 

_ نه آقا،سیصد هزار تومن.

 

ای بابا،من که العان یک همچین پولی ندارم،بزن به حساب.

 

_ باشه سر برج از بابات می گیرم.

 

آخیش،بالأخره درست شدم.از همه ی شما خوانندگان عزیز به خاطر نقص فنی عذر خواهی می کنم و از ته ته ته ته... اعماق وجودم میگم...دوستتون دارم.

 

نمی خواستم امروز فقط داستان پست کنم،اما این اداره ی برق مجبورم کرد.آخه دیشب وقتی داشتم مطلب تایپ می کردم برق مون رفت.

 

خلاصه دیگه،هر چی فهش بلد بودم نثار این اداره ی برق کردم.

 

امروز صبح هم که مدرسه بودم و بعد از مدرسه هم اومدم کافی نت تا فصل اول رو پست کنم.

 

اما بجای مطلب ها(که از هری پاتر بودند و منبعش هم شوکا بود)براتون عکس میذارم و يك لينك كه براي دنلود ده فصل اول هر پاتره.

 

ين از عكس ها...

 

1     2     3     4     5     6    

 

و اين هم همون لينكي كه گفتم...

 

ده فصل اول سيرك عجايب

 

دیگه ملالی نیست جز دوری شما...پس همه شما عزیزان رو به خدای بزرگ و متعال و جهان آفرین و بخشنده و رحمان می سپارم.


ادامه مطلب
+نوشته شده درسه شنبه پانزدهم اسفند 1385ساعت 13:30 توسط ذوالفقار |